معرفی وبلاگ
هر آنچه یک فیلمنامه نویس باید بداند ...*****فیلم .. پادگان جنگ نرمه ...*****
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 100849
تعداد نوشته ها : 17
تعداد نظرات : 14
Rss
طراح قالب
GraphistThem245

[تصوير: 64235.jpg]

نويسنده:نيل گابلر

«مهاجران يهودي – روس از اشتتل‌ها (روستاها يا شهرك‌هاي يهودي‌نشين اروپاي شرقي و مركزي) و گتوها به هاليوود آمدند و تصميم گرفتند در اين مكان جادويي اشرافيتي شرقي بيافرينند؛ مكاني بي هيچ‌ربطي به واقعيت‌هايي كه آن‌ها يا هر كس ديگري قبلاً در زندگي‌شان ديده بودند. روياي آمريكايي اختراعي يهودي است.» (جيل رابينسن) يهوديان هاليوود به روياي آمريكايي ايمان داشتند نه به شكست آن. آن‌ها سخت و پيروزمندانه كوشيدند شاهدي بر بقا و وجود رويا بيافرينند.» (هاي كرفت، فيلمنامه نويس)

كتاب «امپراتوري هاليوود» كه با جملات فوق آغاز مي‌شود، روايتي است از ماجراي زندگي خالقان يهودي هاليوود به روايت يك مورخ و منتقد يهودي آمريكايي به نام «نيل گابلر». قطعاً تأييد مي‌كنيد كه اگر يك محقق ايراني كتابي با موضوع هاليوود و بنيان‌گذران آن بنويسد و در كتابش به نكات غيراخلاقي زندگي خالقان يهودي هاليوود اشاره كند، عده‌اي او را متهم به داشتن توهم توطئه، نگاه حكومتي و سفارشي و انگيزه‌هاي سياسي خواهند كرد. اما اگر يك مورخ-منتقد آمريكايي در كتابش حقايقي از زندگي كثيف اين خالقان يهودي هاليوود را افشا نمايد و آن‌ها را به دليل روحيات لمپني‌شان «مغول» بنامد، و از سويي كتابش به عنوان يكي از صد كتاب برجسته درباره‌ي صنعت فيلم امريكا معرفي شود، چه بهانه‌اي براي رد حقايق كتاب مي‌توان يافت؟

«گابلر» در اين كتاب، به سراغ زندگي تك‌تك صاحبان كمپاني‌هاي معروف هاليوودي از جمله –پارامونت، مترو گلدوين مه‌ير، برادران وارنر، يونيورسال و كلمبيا مي‌رود و از كودكي آنها در اروپاي شرقي تا مهاجرت به آمريكا و تسخير هاليوود توسط آنها را روايت مي‌كند. به نحوي كه بخش اول اين كتاب شامل پنج فصل و هر فصل مختص يكي موسسان اين پنج كمپاني بزرگ است. فصل‌هاي ديگر اين كتاب هم عبارت‌اند از: محتواي فيلم‌هاي استوديوها، زندگي اجتماعي و خانوادگي يهوديان هاليوود، يهوديت و ارزش‌هاي آمريكايي، يهوديان هاليوود و سياست و در نهايت، افول امپراتوري و مرگ بنيان‌گذاران.

گابلر در فصل اول، از «آدولف زوكر» موسس كمپاني عظيم «پارامونت» شروع مي‌كند و در مورد او چنين مي‌نويسد: «آدولف زوكر از دو چيز متنفر بود؛ اوليش باختن (در قمار) كه ميزانش هم مهم نبود... دومين چيزي كه زوكر از آن تنفر داشت دروغ شنيدن بود. يك بار كارمند جدبد بخش فروش شركت را به يكي از بازي‌هاي معروف بريجش (نوعي قمار) دعوت كرد. كارمند قبلاً گفته بود كه در ورق‌بازي ماهر است، اما تا بازي شروع شد زوكر فهميد او بلوف زده است تا محبوب شود... دست سوم كه تمام شد، پدرم دسته‌ي كارت‌ها را برداشت، انداخت زمين و گفت كسي رو كه اعتراف مي‌كنه كه نمي‌دونه، مي‌تونم تحمل كنم. تو گفتي بريج‌باز هستي، ولي هيچي ازش نمي‌دوني. شبمون رو خراب كردي. اينو نمي‌تونم تحمل كنم. تا جايي كه به من مربوط ميشه، مي‌توني همين حالا بري. مرد وسايلش را برداشت و رفت.»

بي‌اعتقادي «زوكر» به مذهب و خداي يهود، علاقه‌ي شديد او به قمار، روحيه‌ي به شدت خشن و ترسناكش در كار و امثال آن از ديگر توصيفاتي است كه گابلر در مورد «آدولف زوكر» به كار مي‌برد. در كنار اين‌ها، حقايق جالبي در مورد چگونگي رونق گرفتن سينما در آمريكا و حربه‌هايي كه اين يهوديان در سالن‌هاي نمايش فيلم براي جذب مخاطب مي‌انديشيدند (از جمله ايجاد بارهايي براي عياشي)، در اين كتاب به چشم مي‌خورد. مثلاً به نقل از خود «زوكر» چنين آمده است: «من دخترهايي را پيدا مي‌كنم كه خوب برقصند و نويسنده‌هايي كه براي هنرپيشه‌هاي من و ديگران لطيفه‌هاي خوب بنويسند.»

«كارل ليملي» (موسس كمپاني يونيورسال)، «لويس.بي.مير» (موسس مترو گلدوين مه‌ير) «برادران وارنر» (جك، سم، هري و آلبرت وارنر موسسان كمپاني عظيم برادران وارنر) و «هري كان» (موسس كمپاني كلمبيا) از ديگر غول‌هاي هاليوودي هستند كه در اين كتاب مفصل به زندگي آنها پرداخته شده است. مثلاً در مورد برادران وارنر چنين آمده است: «جك و هري وارنر، پايه‌هاي استوديوي برادران وارنر، از هم متنفر بودند. يك بار هري، لوله‌ي سربي به دست، توي محوطه‌ي استوديو دويد دنبال جك. فرياد مي‌زد مي‌خواهد او را بكشد. كار به جايي رسيد كه ديگران با زور جلوي او را گرفتند و لوله را از دستش درآوردند تا تهديدش را عملي نكند.»

«نيل گابلر» در مورد «هري كان» موسس كمپاني كلمبيا هم چنين نقل مي‌كند: «هري كان «كلمبيا» را مثل دولت پليسي خصوصي اداره مي‌كرد؛ سخت‌گير، ترسناك، بي‌رحم، و پردل و جرأت. به شكلي تحمل‌ناپذير خشن، بدزبان و دم‌دمي. ماشين خشك مغزي كه كنترل مالي و فيزيكي همه‌ي امپراتوري خود ساخته‌اش را در دست داشت. مي‌گفتند اگر در غذاخوري خصوصيش در استوديو درباره‌ي موضوع ممنوعه‌اي مثل مرگ يا بيماري حرف بزني، اخراجت مي‌كند و مي‌روي توي فهرست سياه. مي‌گفتند در همه‌ي لوكيشن‌ها دستگاه شنود كار گذاشته و مي‌تواند حرف‌هاي سر صحنه را بنشود و اگر چيزي به گوشش برسد كه ناراحتش كند، توي بلندگو فرياد مي‌زند.»

رابطه‌ي ارباب و برده‌وار بازيگران و حتي كارگردانان با مالكان استوديوها، رقابت عجيب و غريب اين غول‌هاي يهودي با هم و مرگ مشكوك بعضي از آنها، ماجراي اعتراض برخي از اخلاق‌مدارها به محتواي غيراخلاقي فيلم‌هاي اين يهوديان و چگونگي دور زدن قانون سانسور توسط اين سرمايه‌داران هاليوودي از ديگر بخش‌هاي جذاب اين كتاب است.

جالب آنكه اين كتاب جوايز زيادي را هم در خود امريكا دريافت كرده است. از جمله جايزه‌ي كتاب لس‌آنجلس تايمز در زمينه‌ي تاريخ و جايزه‌ي انجمن تئاتر كتابخانه به عنوان بهترين كتاب. «امپراتوري هاليوود» همچنين در نمايشگاه عمومي سينما در امريكا  -يكي از بخش‌هاي ويژه‌ي آكادمي اسكار- به عنوان يكي از صد كتاب برجسته درباره‌ي صنعت فيلم آمريكا انتخاب شده است.


X